خانه / اخبار شاخص / «فرهیختگان» در گفت‌وگو با یک حقوقدان بررسی کرد: همه ایرادات استانی شدن انتخابات

«فرهیختگان» در گفت‌وگو با یک حقوقدان بررسی کرد: همه ایرادات استانی شدن انتخابات

شاخص انتخابات: به نظر می‌رسد طرح استانی‌شدن انتخابات مجلس علاوه‌بر آنکه به اهداف خود نمی‌رسد، معایب و مشکلات زیادی را نیز با خود به همراه می‌آورد.

طرح اصلاح قانون انتخابات که از آن تحت‌عنوان استانی‌شدن انتخابات مجلس یاد می‌شود، بعد از فراز و فرود‌های فراوان این هفته روی میز کار نمایندگان قرار گرفته است و آن‌طور که در خبرها آمده، امروز به بحث گذاشته می‌شود؛ طرحی که اگرچه از سوی حامیانش نقاط مثبت قابل‌توجهی برای آن ذکر می‌شود، اما نقاط تاریک قابل‌توجهی نیز درباره آن وجود دارد که روشن‌شدن افکارعمومی درباره آنها ضروری به‌نظر می‌رسد.

در این رابطه با مجتبی حسینی‌پور، حقوقدان و استاد دانشگاه به گفت‌وگو نشستیم و از زوایای کمتر دیده‌شده این طرح سخن گفتیم. حسینی‌پور تشدید شکاف‌های قومی و مذهبی را پاشنه‌آشیل این طرح می‌داند و معتقد است با اجرای آن، مساله «نمایندگی اکثریت» به‌ویژه در شهرستان‌ها به حاشیه می‌رود و نماینده منتخب برای یک حوزه فرعی می‌تواند الزما منتخب اکثریت آن حوزه نباشد. متن این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.
لطفا درخصوص چارچوب طرح استانی شدن انتخابات و مکانیسم عمل آن قدری توضیح دهید.

بنای طرحی که تحت عنوان اصلاح قانون انتخابات اعلام وصول شده و در دستور کار مجلس قرار گرفته، بحث استانی و شهرستانی شدن انتخابات است. در این رابطه باید گفت ما به‌طور کلی با دو دست از حوزه‌های انتخابی اصلی و فرعی مواجهیم.

حوزه‌های اصلی عبارتند از استان‌ها و حوزه‌های فرعی نیز همان شهرستان‌ها هستند. در واقع در این نظام، این دو ترتیب لحاظ می‌شوند و این یعنی هم حوزه‌های موجود حفظ می‌شوند و هم فراتر از آن، کل استان به‌عنوان حوزه اصلی قلمداد می‌شود.

براساس این نظام هر نامزدی در انتخابات باید از یکی از حوزه‌های فرعی ثبت‌نام کند. یعنی استان به صورت ماهوی نامزد جداگانه‌ای غیر از نامزدهای حوزه‌های فرعی نخواهد داشت. در این میان علاوه‌بر شرایط عمومی که در قانون آمده، فرد باید یا متولد آن حوزه فرعی باشد یا سابقه نمایندگی این حوزه را داشته یا اینکه سابقه سکونت در آنجا داشته باشد. هدف نیز آن است که وابستگی معناداری بین نامزد و آن حوزه فرعی وجود داشته باشد.

براساس این سیستم، افرادی که در استان رای می‌دهند، برای هر حوزه فرعی به صورت مجزا نماینده انتخاب می‌کنند؛ یعنی فردی که در فلان حوزه انتخابیه استان حضور دارد، هم برای آن حوزه انتخابیه و هم برای سایر حوزه‌های فرعی که داخل استان وجود دارند، نماینده انتخاب می‌کند. به عبارت دیگر، شهروندانی که در حوزه‌های فرعی هستند، برای مرکز استان نیز حق انتخاب نماینده دارند و بالعکس.

نهایتا هر نامزد باید حداقل ۱۰درصد آرای حوزه فرعی که خود از آنجا کاندیدا شده را کسب کرده و برای راهیابی به مجلس به نمایندگی از این حوزه فرعی نیز بالاترین رای را در سطح استان به خود اختصاص دهد. این کلیت بحث است.

مضاف بر اینها لازم به ذکر است که هفت ماده از طرحی که اکنون در دستور کار مجلس قرار دارد، مربوط به استانی شدن انتخابات مجلس است و بقیه مواد درباره موضوعات دیگری است که اگرچه با استانی شدن ارتباط دارند، ولی خود موضوعات مستقلی محسوب می‌شوند.
اگر موافق باشید برای روشن‌تر شدن بحث قدری مصداقی‌تر صحبت کنیم. فرض کنید مجموع آرای مأخوذه در یک حوزه فرعی استان تهران همچون شهریار یا ورامین ۱۰۰ هزار رای باشد. با توضیحات شما یعنی اگر کاندیدایی بتواند ۱۰هزار رای اخذ کند، می‌تواند در رای‌گیری استان هم شرکت کند. درست است؟

در این صورت آرای استانی او محاسبه می‌شود.
در واقع ۱۰درصد کل آرای ماخوذه مبناست، درست است؟

بله.
به‌طور طبیعی احتمالا کسب این ۱۰درصد رای در یک حوزه انتخابیه فرعی کار چندان سختی نخواهد بود. در این شرایط تصور کنید مثلا در حوزه فرعی شهریار کاندیدایی ۱۰ تا ۱۵ هزار رای می‌آورد و کاندیدایی دیگر با اختلاف زیاد، ۷۰ هزار رای – یعنی ۷۰درصد آرا- را به خود اختصاص می‌دهد. با این حال با توجه به آنکه هر دو باید در سطح استانی نیز با هم رقابت کنند و آرای دیگر حوزه‌های فرعی را نیز کسب کنند، ممکن است جای این دو نفر عوض شود. به بیان دقیق‌تر، این امکان وجود دارد که مجموع آرای کاندیدایی که در حوزه فرعی خود نسبت به کاندیدای دیگر رای بسیار کمتری را به خود اختصاص داده بود، در سطح استان بیشتر باشد. نتیجه این خواهد بود که کاندیدایی که در حوزه فرعی مقبولیت کمتری داشته، به نمایندگی از این حوزه به مجلس راه خواهد یافت. این اتفاق چقدر به عدالت نزدیک است؟

بله، ممکن است کسی که آنجا ۱۰هزار رای آورده، در استان تهران ۶۰۰ هزار رای داشته باشد و کسی که در حوزه فرعی ۷۰ هزار رای آورده بود در سطح استان ۵۰۰ هزار رای کسب کند. یکی از ایراداتی هم که در دوره‌های قبل به این طرح گرفته می‌شد، همین بحث «نمایندگی» بود. این مساله البته در هر دو حالت ممکن است اتفاق بیفتد.

فرض می‌کنیم در حوزه فرعی شهریار سه نامزد و مجموعا ۱۰۰هزار رای ماخوذه داریم. نامزد «الف» ۱۰هزار رای از ورامین می‌آورد و ۶۰۰ هزار رای نیز از تهران کسب می‌کند. نامزد «ب»۷۰هزار رای از ورامین و ۵۰۰ هزار رای از تهران دارد. نامزد «ج» هم پنج هزار رای از ورامین دارد، ولی در تهران یک میلیون رای را به خود اختصاص داده است.

براساس طرح پیشنهادی از میان این سه نفر، نامزد «الف» برای نمایندگی به مجلس می‌رود؛ نامزدی که درحقیقت نه اکثریت آرای شهرستان را کسب کرده و نه اکثریت استان را داشته است، چراکه اکثریت آرای این حوزه فرعی مربوط به نامزد «ب» بوده و اکثریت آرای استان را هم نامزد «ج» کسب کرده است. این یعنی گزاره «نمایندگی» تحقق پیدا نمی‌کند و نماینده اکثریت آن حوزه راهی مجلس نمی‌شود. همین موضوع یکی از ایرادات اصلی شورای نگهبان به طرح مذکور بود.
به هر حال براساس متنی که از طرح منتشر شده، این ایراد همچنان به قوت خود باقی است.

بله. صد درصد.
چالش دیگری که در این‌باره به ذهن می‌رسد آن است که فرضا کاندیدایی در شهرستان شهریار توانسته ۱۰درصد را کسب کند و وارد رقابت استانی شود. از سوی دیگر، کاندیدایی دیگر که از قضا چهره شناخته‌شده‌ای هم محسوب می‌شود، در تهران ۱۰ درصد آرا را می‌گیرد و وارد رقابت در سطح استان می‌شود. در رقابت میان این دو قاعدتا کاندیدای شناخته‌شده و معروف رای بالاتری می‌آورد و کاندیدای اول به دلیل شناخت کمتری که نسبت به او در دیگر شهرستان‌ها وجود دارد، به‌طور طبیعی رای کمتری خواهد داشت. این برداشت را تایید می‌کنید؟

خیر. دقت داشته باشید که در اینجا رقابت بین کاندیدای حوزه فرعی و کاندیدای مرکز استان نیست. رقابت بین کاندیدای آن حوزه فرعی با دیگر کاندیداهایی است که در همان حوزه نامزد شده‌اند. بنابراین در مثال مورد بحث، اگر آن کاندیدای مشهور هم در حوزه شهریار نامزد شده باشد، مصداق مورداشاره شما درست است.
یعنی حوزه فرعی در هر صورت باید کاندیداهای خود را در استان داشته باشد.

بله. رقابت بین آن نامزدهایی است که در حوزه‌های فرعی هستند. به همین خاطر شروط سکونت، تولد و سابقه نمایندگی پیش‌بینی شده است. در واقع، ممکن است یک کاندیدای مشهور که متولد شهریار هم هست از این حوزه نامزد شود و در این صورت مسلما چون او در تهران و سایر شهرستان‌ها چهره شناخته‌شده‌تری دارد، رای بیشتری خواهد گرفت و به‌عنوان نماینده شهریار وارد مجلس خواهد شد.
ابهام دیگری که در این‌باره وجود دارد، مربوط به حوزه‌هایی است که دارای تنوع قومی و مذهبی هستند. فرضا در استانی که مرکز استان دارای یک مذهب و اکثریت شهرستان‌های آن دارای مذهبی دیگر هستند، کاندیدایی با مذهب غالب در مرکز با رای بالا راهی رقابت استانی می‌شود. کاندیدای دیگری نیز که در مرکز، در اقلیت قرار دارد، اما مذهب او همانند مردم سایر شهرستان‌ها است، ۱۰ درصد را کسب می‌کند و در رای‌شماری استانی قرار می‌گیرد. در چنین شرایطی نتیجه رقابت این دو در سطح استان تا حد زیادی روشن است و کاندیدای دوم به واسطه قرابت مذهبی با سایر شهرستان‌ها رای بالاتری را کسب می‌کند. با این وصف گزاره تشدید گسل‌های قومی را چقدر تایید می‌کنید؟

بله، این ایراد وارد است. در دوره‌های قبلی نیز یکی از ایراداتی که شورای نگهبان به این طرح داشته، همین بحث تشدید اختلافات قومی و مذهبی است. این موضوع تنها درباره اقلیت‌های مذهبی اتفاق نمی‌افتد، بلکه درباره قومیت‌ها نیز صادق است؛ یعنی به‌طور طبیعی در استان‌هایی که یک قومیت در اقلیت قرار دارد و قومیت دیگر، اکثریت را شامل می‌شود، احتمالا قومیت اقلیت، از این پس هیچ‌گاه نماینده‌ای در مجلس نخواهد داشت.

کافی است کاندیدای هم‌کیش با اکثریت، متولد حوزه فرعی شهرستان اقلیت بوده یا در آن حوزه پنج سال سکونت داشته باشد و ضمن نامزد شدن از این بخش ۱۰ درصد آرای آن را به خود اختصاص دهد. در این صورت او در سطح استان از شرایط بهتری برخوردار بوده و به این ترتیب بخش زیادی از راه را رفته است.
به نظر می‌رسد این ایراد کوچکی نباشد و می‌تواند هزینه‌های زیادی را به دنبال داشته باشد.

بله، همان‌طور که ذکر شد، یکی از ایرادات جدی شورای نگهبان به این طرح، مساله تشدید شکاف‌های قومی و مذهبی است.
 با این اوصاف علت اصرارها برای استانی شدن انتخابات چیست؟

اعتقاد آنها این است که در حال حاضر نمایندگان صرفا به امور محلی می‌پردازند و از مسائل ملی فارغ هستند. از نگاه آنها این طرح باعث تقویت جایگاه احزاب و تشکل‌های سیاسی می‌شود، اما در این‌باره یک شبهه وجود دارد که همچنان بی‌پاسخ مانده است. هم‌اینک نمایندگان تهران مسئول و محصول احزاب و فهرست‌های انتخاباتی آنها هستند. با علم به این موضوع این سوال مطرح است که آنها در طول دوره نمایندگی خود چه اقدام بخصوصی انجام داده‌اند که نمایندگان شهرستان‌ها از آن غافل بوده‌اند؟ مثلا چه طرح مهمی داده و چه کار مهمی در مجلس انجام داده‌اند که نمایندگان حوزه‌های کوچک به آن ورود نکردند؟

نکته دیگر مساله هزینه‌های انتخاباتی و تبلیغات است. با اجرای طرح موردبحث ممکن است بسیاری از اشخاص باصلاحیت نتوانند با دیگران رقابت کنند، چون می‌بینند صاحبان قدرت و ثروت در کل استان نفوذ دارند و به اتکای موقعیت خود، ستادهایشان را در همه شهرستان‌ها ساماندهی می‌کنند.

با اوصافی که ذکر شد، به نظر می‌رسد این طرح علاوه‌بر آنکه به اهداف خود نمی‌رسد، معایب و مشکلات زیادی را نیز با خود به همراه می‌آورد.

منبع: فرهیختگان

درباره shakhese entekhabat

پیشنهاد بررسی

سلیمی‌نمین: تصمیم دیروز مجلس، مایه تاسف است/ باید فکری به حال نظارت بر مجلس کرد

شاخص انتخابات: نمایندگان در نشست علنی دیروز (سه‌شنبه، ۲۱ اسفندماه) مجلس شورای اسلامی در جریان …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *